
يك چشمه بجوشد، مثلا يك جا دهن باز كند، يك چشمه بجوشد، آب از كدام طرف جاري مي شود؟ از همه طرف، فوران كه مي كند آب از كدام طرف مي جوشد؟ از كدام طرف مي ريزد؟ همه طرف، حالا تصور كنيد يك چشمه، زمان هم باشد، وقتي مي جوشد، آب در كدام زمان مي ريزد؟ در كل زمان ها – تكرار مي كنم موضوع را – يك چشمه وقتي مي خواهد بجوشد، آب از كدام طرف مي ريزد؟ مي گوييم به همه طرف، منطقي هست يا نه؟ حالا تصور كنيد يك چشمه، علاوه بر اينكه چشمه مادي هست، يك بعد ديگر هم داشته باشد، يك بعد ديگر، چشمه زمان هم باشد، آب از آن مي جوشد، در كدام زمان مي ريزد؟ كدام زمان را سيراب مي كند؟ لذا"كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا" حتي زمان هاي قبلي، كل يوم عاشورا، حتي روزهاي قبل از عاشورا، تا آدم (ع) و بلكه تا زماني كه روز و زمان مطرح بوده، همه زمان ها از كربلا تغذيه شد، سيراب شد، تمام زمان ها. شما هر ارزشي هر زماني پيدا كنيد، از كربلا سيراب شده، از كربلا جوشيد، به آن زمان ها رسيد. آقا! هر آبي شما در اين سرزمين مي بيني هست، همه از آن چشمه جوشيده، آب هايي كه طرف شرق چشمه هست يا آب هايي كه طرف غرب چشمه هست. ميگويد آقا! كل آب هايي كه در همه طرف چشمه است، تماما از اين طرف چشمه جوشيده است. اين برايمان منطقي است ديگر. اين ها را معلممان يك بار فرمود، و برايم توضيح داد. دست من را گرفت، برد. هم به اين سو،هم به آن سو، چهار نقطه، ببين، در آينده، در گذشته، در اين طرف، آن طرف، تمام ارزش ها، در تمام زمان ها، تمام تعليم و تربيت ها، در تمام زمان ها، از كربلا جوشيد. بعد گفت:كربلا چشمه ارزش هاست. هر كس در هر زمان در هر مكاني، سيراب شد از ارزش ها از تعليم و تربيت، از كربلا برايش جوشيد. ديدم عجب، يك چيزي دارد مي گويد اين آقا، قيمت كربلا برايم رفت بالا، جالب است مي گفتيم:كربلا يك سرزمين بي آب و علفي است كه در يك نقطه دور افتاده اي هست و در يك سري خوبان رفتند آنجا شهيد شدند، و بعد مي خواستيم بهتر بگوييم، مي گفتيم: يك مشت پرنده رفتند در خون امام (ع) غلتيدند، بعد رففتند اين طرف آن طرف پيام را به بقيه پرنده ها دادند، كه اين هنوز هم معلوم نيست درست باشد يا نه. قيمت را خيلي كم گرفته بوديم، ثمن بخس بود. وقتي اين آقا اين حرف را زد گفتم: الآن قيمت كربلا شد قيمت جواهر. من دنبال چنين افرادي زياد مي گشتم در عمرم، چنين افرادي را پيدا كنم، يك همچنين چيزهايي را كه يقين داشته باشند در كربلا واقع شده نقل بكنند. خيلي هم از اين ماجراها تا حالا شنيدم، ولي جالب است از تمام كساني كه شنيدم، يك نفر بودند.
اين همه مگر نمي بينيم؟ در هر مسجدي و در هر تكيه اي كه مي رويم نوشته شده:"ان الحسين مصباح هدي". مصباح يعني چه؟ يعني چراغ پر نور. يعني نورافكني كه روشن است و هدايت از آن تشعشع مي كند و ساطع مي شود. نورافكن بزرگي كه روشن است و مردم تحت نور آن، هدايت مي شوند. به سوي چه چيزي هدايت مي شوند؟ يك ذره دقت بكنيم،ظهور امام. ظهور امام زمان (ع) هم با نورافشاني ميسر است. با نورافشاني كدام منبع نور؟ به نور امام و تاثيرات آن.
رهبر معظم انقلاب يك سخنراني داشتند در مورد بررسي ريشه هاي ماجراي كربلا كه ظاهرا در 28 ارديبهشت سال 77 بود. اين بحث، بحث جديدي نبود، خيلي ها قبل از ايشان به اين بحث پرداخته بودند ولي آن گونه اي كه ايشان به اين بحث پرداخت اگر دقت كنيم و يك بار آن متن را بخوانيم،چنان اثري در انسان مي گذارد كه سه جلد كتاب حماسه حسيني، نمي تواند چنين اثري در انسان بگذارد. وقتي كساني كه معارف را نوشيده باشند صحبت هاي اين چنيني را از رهبر معظم انقلاب مي شنوند مي گويند اين آقا كيست؟ استادش كيست كه اين چيزها را به او ياد داده است؟ و حتي اين زمان كه نگاه مي كنيم كسي قوي تر از ايشان، نمي تواند ماجراي كربلا را تحليل بكند و برداشت بكند. كلام ايشان واقعا از كلام ديگران قوي تر است. تحليلي كه ايشان داشتند، يعني علل انحطاط اسلام و علل به پا شدن ماجراي كربلا، واقعا تحليل قوي اي است.
و اما آن چيزي كه مد نظر بود، اين است كه ما عموما از خون امام حسين صلوات الله عليه صحبت مي كنيم و سعي مي كنيم تاثيرات خون امام حسين (ع) را بررسي كنيم. بادقت در كتب علما، معمولا اين جنبه به چشم مي خورد. تاكيد علماي شيعه بر خون امام حسين (ع)، قداست خون ايشان و تاثيرات خون ايشان است. اگر همه اينها را جمع و جور كنيم و بخواهيم براي اين انشا يك عنوان بگذاريم، بايد اين عنوان را بگذاريم:"خون امام حسين و تاثيرات آن در دنيا"
يكی مثل شهيد مطهري مي آيد و ماجراي كربلا را تنزيه مي كند، يعني اين مسايل در آن نبوده، آن مسايل در آن نبوده، اين مسايل به درد كربلا مي خورد، آن مسايل به كربلا نمي خورد، اينطور فكر نكنيد، آنطور فكر نكنيد. صحنه را آماده مي كند، از زوايد تميز مي كند. زحمتي كه شهيد مطهري رحمت الله عليه و اعلي الله مقامه در مورد كربلا كشيد خيلي زياد بود. زحمتي كه ايشان كشيد واقعا زحمت زيادي بود. تفكري كه قبل از كتاب حماسه حسيني در مورد عاشورا بود، تفكر خالي از اشكالي نبود و اگر آن تفكر مي خواست ادامه پيدا كند، شايد بشود گفت كه قطعا در نتيجه انقلاب اثر مي گذاشت و انقلاب را يك انقلاب عجيب و غريبي مي كرد، كه خيلي زوايد و مقوله هاي ناجور در انقلاب وارد مي شد. نقش آن سخنراني ها كه بعدا تحت عنوان كتاب حماسه حسيني منتشر شد، در هدايت كردن مسير انقلاب خيلي زياد بود. البته بعضي از علما هم كتاب مي نويسند و بيشتر به تاريخ كربلا و ذكر بعضي از فضايل مي پردازند، به آنها كار زيادي نداريم.
ما وقتي از امام حسين صلوات الله عليه صحبت مي كنيم معمولا از فضايل اخلاقي ايشان، از رفتارهاي اجتماعي ايشان، از حالات ايشان، از جنگ آوري ايشان در جنگيدنشان با دشمن صحبت مي كنيم. در كتابهايي كه شيعيان مي نويسند، اگر دقت بكنيم معمولا اين جنبه ها به چشم مي خورد. جنبه هاي اجتماعي كربلا، تاثيرات اجتماعي كه كربلا گذاشت، اينها يعني جنبه هاي دنيايي. ثمرات اخلاقي كربلا، نتايج اخلاقي اي كه از كربلاييان نتيجه مي گيريم، اينها يعني جنبه هاي اخلاقي. جايگاه اخلاق، برزخ است و ما اخلاقيان را با اين كه از جنس برزخ هست، نه به گونه برزخي آن، بلكه به گونه اي كه در دنيا پياده مي شود، نتيجه مي گيريم. يعني حتي اخلاقيات انجام شده در كربلا را در حد دنيا نتيجه مي گيريم.
اين موضوع كه برداشت ما از كربلا، يك برداشت دنيايي است، در حد دنيا برداشت مي كنيم. در حالي كه كربلا و كلا ماجراي امام حسين صلوات الله عليه هم جنبه دنيايي دارد، هم جنبه برزخي و - مي رود بالا تا – جنبه هاي بالاتر از اعلي عليين. از اين همه جنبه هاي مختلف – درجات مختلف ماجراي كاروان امام (ع) و روز آخر يعني عاشورا – ما فقط جنبه هاي دنيايي آن را برداشت مي كنيم. خوب البته در همين قسمت هم يكي برداشت بهتر، و يكي برداشت ضعيف تري دارد. يكي برداشت مي كند كه امام (ع) به خاطر حكومت جلو رفتند و موفق نشدند و سرانجام شهيد شدند. چنين شخصي برداشت خيلي محدودي مي كند.
در صورت تمايل به حمايت از اين وبلاگ، مي توانيد از كد زير در جايي از قالب سايت يا وبلاگ خود استفاده نماييد يا اينكه لينك ما را با عنوان " با كاروان حسيني " در وبلاگ يا سايت خود قرار دهيد.
